على آقا نورى

148

خاستگاه تشيع وپيدايش فرقه هاى شيعه در عصر امامان ( فارسى )

سياسى و فكرى عليه اسلام و مسلمانان روى آورد و انديشه رجعت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و وصايت امام على عليه السّلام را مطرح ساخت . « 1 » اين گزارش در منابع كهن شيعى ، كه همزمان با طبرى نوشته شده ، نيز آمده است . در گزارش نوبختى دربارهء ابن سبأ و عقايد فرقه منسوب به او چنين آمده است : على كشته نشده و نمرده و نميرد و كشته نشود تا اين‌كه تازيان را با دست خود براند ، و زمين را كه از ستم و بيدادگر انبار شود پر از دين و داد كند . اينان نخستين دسته‌اند در اسلام كه پس از پيغمبر قائل به توقف بر امامت على شدند و آنان را « سبأية » گويند زيرا نخستين كسى كه از اينان به گزافه‌گويى برخاست عبد الله بن سبأ بود كه دشنام و بدگويى را دربارهء ابو بكر و عمر و عثمان و ياران پيغمبر آشكار ساخت و از آنان بيزارى جست و گفت كه على عليه السّلام او را بدين كار فرموده است . پس على او را بگرفت و از كردار زشت او بازپرسيد ، به آن گفته‌ها اقرار كرد . چون به كشتنش فرمان داد ، مردم فرياد برآوردند : اى امير مؤمنان ! آيا مىخواهى مردى را بكشى كه به مهر و دوستى شما خاندان پيغمبر مىخواند و آنان را به ولايت تو و بيزارى از دشمنانت دعوت مىكند ؟ على از كشتن او درگذشت و وى را به مدائن فرستاد . گروهى از اهل علم آورده‌اند كه عبد الله بن سبأ در آغاز يهودى بود و سپس اسلام پذيرفت و به ولايت على بن ابى طالب درآمد . او اين سخنان گزاف را در هنگامى كه يهودى بود دربارهء يوشع بن نون جانشين موسى مىگفت ، و چون مسلمان شد همان گفته‌هاى گزاف را پس از وفات پيغمبر دربارهء على از سرگرفت . او نخستين كسى است كه آهنگ واجب بودن امامت على را بلند ساخت ، آشكارا از دشمنان و مخالفان وى بيزارى جست . از اينجا است كه مخالفان مذهب شيعه

--> ( 1 ) . طبرى ، همان ، ج 4 ، ص 341 .